tirsdag den 7. maj 2013

دستی آهنین برای کمک.

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/143636/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%86%D8%AF
 شاید ماجرای دخالت آمریکا در کودتای 28 مرداد 1332 وکمک به تثبیت استبداد و ظلمی بزرگ به ملت و کشور ایران، با طرح  در حال تصویب حمایت از تجزیه طلبی و گروهای تجزیه طلب در ایران ، در کنگره آمریکا ، از نظر اعمال دشمنی با ایران، بعنوان کشوری بزرگ در منطقه که توانمندیهای منحصر بفرد زیادی دارد، یک نقطه مشترک داشته باشد، ولی از نظر تامین منافع آمریکا و متحد اصلی اش در منطقه ، اسرائیل، هزاران نقطه مشترک دارد و به نوعی با تیز کردن شمشیری دولب ،در حال تکرار همان سناریوی تثبیت استبداد ولی به شکل دیگر است، اینکه تصویب این مدل از طرحها و لوایح بنوعی با هدف ترسیم شده برای آن، کوچک کردن ایران جهت خنثی نمودن نقش موثر آن در منطقه ، جدا از بی احترامی و تعرض به تمامیت ارضی کشور ایران(ملک مشاع تک تک ایرانیان)، میتواند زمینه های سرکوب جوانان آزادیخواه و فعالان سیاسی اجتماعی، گروهها و قومیت های مختلف داخل سرزمینها و مرزهای بین المللی ایران( مصرح در قوانین بین المللی) را، به بهانه و انگ مبارزه با تجزیه طلبی، توسط حاکمیت ، بیشتر فراهم بیاورد. آمریکا در این راستای با بهره کشی مدرن و با تحمیل و پرداخت هزینه از جوانان و خانواده های کرد و بلوچ ، ترک ، عرب و به بهانه ها و شعارهایی  با رنگ و لعاب "دموکراسی" و "آزادی " و "حق حاکمیت بر سرنوشت خود"، و با  برپایی بلوا و آشوب در ایران از این دست، و اجرای نقش کنار گود خود، اهداف شومی را جستجو میکند، چرا که تجربه دو جنگ در منطقه و مشکلات مربوط به دولتها و ملتهای منطقه ، به آمریکا آموخت که راههای کم هزینه تر و به روزتری، برای حضور و کنترل منطقه ، باید مد نظر داشته باشد، غافل از اینکه لبه دوم آن شمشیر، زمینه های ماندگاری یک حاکمیت توتالیتر را ، بیش از پیش فراهم آورده، چرا که هر اعتراضی در هر شرایطی میتواند با ادعای مبارزه با تجزیه ایران، مورد انگ  تجزیه طلبی  از طرف حاکمیت ، واقع شده و حذف گردد.
پس نمایندگان و دولتمردان آمریکایی بایستی این حقیقت را مد نظر داشته باشند که اینگونه رفتار کردن ، مورد تاب و تحمل هیچ ایرانی آزاده ایی واقع نشده و مصداق عینی دخالت در " حق مالکیت " و " تمامیت ارضی " کشور بزرگ و با عزتی، همچون ایران است.لازم به ذکر است این طرح و برنامه ها، موجبات رادیکالیزتر شدن رفتارو برخوردهای حاکمیت ، و همچنین خواسته های مردمی(کرد و ترک و بلوچ و عرب) در قبال داشتن کشوری مستقل، و در نهایت عقیم ماندن حرکتهای رو به رشد برای داشتن یک کشور یکچارچه همراه با عدالت و آزادی ، را فراهم می آورد.   
اینجانب به عنوان نماینده کانون نخبگان ایران در دانمارک ، این اقدام  بسیار گستاخانه کنگره آمریکا را محکوم نموده و خواستار حذف آن از دستور کار کنگره آمریکا میباشم چرا که  کانون نخبگان ایران به آمریکا این اطمینان و نظر کارشناسی شده خود را میدهد که، ایرانیان از هر عقیده و مرام و هر جایگاهی، نسبت به وجب به وجب خاک ایران تعصب و جانبداری همسو داشته و دارند و حاضر به انجام هیچ معامله ایی و به هیچ قیمتی بر سر تمامیت ارزی کشور ایران نیستند.

کسری هشتم می 2013 برابر با هجدهم اردیبهشت ماه 1392

torsdag den 18. april 2013

انتخابی در پاسخ به تاریخ



سی و پنج سال از زمان انقلاب ایران، به قصد نهادینه کردن حاکمیت مردم و قانون درچهارچوب جمهوریت و قوانین اسلامی و با دعوی ایجاد دموکراسی، میگذرد، با نگاهی گذرا به هر آنچه که در این مدت گذشت، به خوبی میتوان از شرایط کنونی جامعه و حاکمیت دریافت که نه تنها هیچکدام از پارامترهای مورد نظر آن انقلاب در هیچ عرصه ایی حاصل نگشت ،بلکه شرایط بدتر از بد را در هر زمینه ایی ،اعم از سیاسی و اقتصادی و اجتماعی نیز تجربه میکند.قبضه همه جانبه فرصت ها و مناصب با همراهی و حمایت و عاملیت سپاه، از سوی رهبری ، هیچ مقوله ایی را به غیر از کودتایی بس سیاه و دهشتناک را علیه انقلاب و خواسته های مردم، و جمهوریت آن  انقلاب در ذهن هر متفکر و دلسوزی، متبادر میسازد. عرصه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری میتواند عرصه یادآوری و بازخواهی خواسته حداقلی مردم که همان جمهوریت است، به حاکمیت باشد، با انتخاب مردی از جنس و تجربه تاریخ ،که تجربیات این دوره سی و پنج ساله  به همراه حمایت خلقی که درک صحیحی از شرایط شکننده کنونی داشته، و میدانند که انتخابی صحیح میتواند در این ظلمت حداقل روشنایی را برای آنها به همراه داشته باشد.همه عرائض اين مقصود را بدنبال داشت كه بهترين برنامه و راه كاري كه ميتواند در شرايط كنوني اتحاد ساز و تعامل برانگيز باشد، برنامه ايي است منطبق بر اين حقيقت كه : ديكتاتوري در كشور ما سابقه ايي ديرينه داشته و متناسب بر فرهنگ فرد محور ماست، مردم ما هميشه وابسته به شاه و رهبر و آقا بالا سر بوده اند و زدودن اين فرهنگ كار يك روز و دو روز نيست، وشرايط كنوني كشور هم برگرفته از همين حقيقت است ، لذا تمام گروه ها و افراد خواهان آزادي و دموكراسي و عزت  براي ايران و ايراني چه در داخل و چه در خارج بايد بر اساس واقعيت كنوني جمهوري إسلامي و با پيش فرض اينكه ؛ جمهوري اسلامي در شكل و شرايط مقتدر كنوني( سپاه تا دندان مسلح و كودتاي خزنده آن،و كنترل و قبضه همه گلوگاه ها) نابود شدني به طرفه العين نيست ، و اين حقيقت كه ، قشر متوسط و روشنگر و مظهر حركتهاي انقلابي در ايران، با توجه به شرايط و سياستهاي به عمد غلطِ اقتصادي؛  از بين رفته و يا اصلا هيچ انگيزه ايي براي ايجاد دگرگوني درخود و جامعه نميبيند، متحد شده وبراي شرايط پيش رو ( انتخابات ) برنامه ريزي منسجم نمايند، چرا كه با موضع گيري اخير آقای هاشمي رفسنجاني(که در یک حرکت برنامه ریزی شده از سوی سایت ایشان تکذیب گردید)، ديگر صدرصد مسجل است كه  آقای خامنه ايي با سوداي روي كار آوردنِ يك رىئس جمهور ولايي، خيال يك حكومت پارلماني را با مركزيت خود در سر ميپروراند، لذا شرايط كنوني بسيار حساس و تعيين كننده بوده و آخرين فرصت نيروهاي فرهيخته و نخبه براي روشن نگه داشتن حداقل شمع و روشنايي در ظلمت موجود است، چرا كه جمهوري اسلامي با بهره گيري از تجارب متعدد و حمايتِ يك طراح حكومتهاي ديكتاتوري چون روسيه، ماندگار بوده همچنان كه يك تنه در سوريه در حال جنگ با كشورهاي منطقه است(درپشت پرده) و ميدان را از دست نميدهد، در عرصه داخلي نيز بدتر و خشونت بارتر، و با ابزارهايي كه در دست دارد راحتتر از صحنه بين المللي، قادر به پيش بردن اهداف خويش است، این همه را نگفتم برای ایجاد ترس و نا امیدی، بلکه این همه تحلیلی است از شرایط موجود برای مطالبه عقلانیتی که خاصه فرهیختگان و نخبگان است، پس در شرايط كنوني الويت يك بسيج عمومي ديگر براي انتخابات، كه نه براي مشروعيت دادن به شرايط ديكتاتوري و خفقان كنوني و ايجاد خوراك تبليغاتي براي رژيم، بلكه وظيفه ایی خطیر براي زنده نگه داشتن اميد رفرم و ایجاد بالانس قدرت و پيشگيري از اجرايي شدن نقشه شوم نظام پارلماني توسط رهبر جمهوري اسلامي، با حمايت از چهره هايي مثل خاتمي يا هاشمي رفسنجاني، که بيش از هرمسئله ایی در شرایط کنونی ،ضرورت حياتي دارد.

كسري ٣٠ فروردين سال ١٣٩٢

mandag den 8. april 2013

نخبه كشي از نوع حقيقي آن


خبر خيلي ساده بود " محسن پودنكي ، قهرمان كشتي فرنگي در سن ٣٥ سالگي ، درگذشت"... از چند روز قبل توسط اطلاع رساني دوست گرامي ام ، مهدي رستم پور، در جريان بيماري اين قهرمان ملي قرارگرفتم و با يكي از دوستانم كه انكولوژيست شناخته شده ايي در دانمارك است نيز صحبت كردم تا هركاري كه ميشود در غياب همت و توجه مسئولان كشور ، براي سلامتي اين عزيز انجام داد، مقدماتش انجام پذيرد، شنيده ها حاكي از اين بود كه بسياري از عزيزان هموطن از سراسر دنيا آمادگي خود را براي كمك به اين قهرمان اعلام نموده اند، بيماري قهرمان ما كشنده نبود چيزيكه همچون طاعوني سياه، جان عزيزان و نخبگان و بزرگان ايران را ميگيرد، بي توجهي مسئولان به اين سرمايه هاي تكرارناشدني، وبي اهميتی و بی حمیتی ايشان به الگوها و اسطوره هاي عيني و زنده است.در نگاه نخست اين عدم توجه، خيل عظيمي از نوجوانان و جوانان را مورد هدف خود قرار داده وانگيزه تلاش و رسيدن به جايگاههاي برتر انساني واجتماعي را از ايشان بازميستاند وشوق رسيدن به جايگاه الگوهاي اينچنيني را در وجودشان به بدترين شكل ممكن سلاخي نموده ودر مرحله بعد انگيزه مداومت و پويايي را در نيروها و نخبگان و سرمايه هاي انساني حال حاضر كشورمان، سركوب نموده وآنها را دچار سرخوردگي مينمايد.نگاه كارشناسانه و جامعه شناختي به اين موضوع ، حس دهشتناكي را از آينده سرمايه هاي معنوي و انساني، بوجود مي آورد و سرخوردگي ايجاد شده از اين نوع، به كمك هزاران نابهنجاري كنوني اجتماعي و اقتصادي و فردي در جامعه ايران، زمينه ساز مردابي انساني خواهد شد و يا سيل مهاجرت و فرار نخبگان و خوبان و فرهيختگان را روز به روز فزون تر خواهد نمود،مقوله ایی که بسیاردلخواه حاکمان مستبد و نالایق کنونی ایران است ،چرا که فرهیختگی و بزرگی و عزت با فلسفه وجودی ایشان در تصاد است ،ودر چنین شرایطی كشورهاي پناه دهنده به اين بزرگان مسرور از شكاري ارزشمند، با كمترين هزينه ممكن بهره وري از ايشان را در جهت منافع ملي خودشان در صدر امور خود قرار خواهند داد، چرا كه اگر مسئولان و حاكمان كنوني بجاي كمك به لبنان و غزه و فتنه گري در سوريه و سومالي ، به فكر نيازهاي حداقلي اين سرمايه هاي گهربار إنساني كشورمان ميبودند، با تمام سختي ها و مشكلاتي كه در كشورمان موجود است، يقينا اين بزرگان ماندنشان در وطن را به هرعافيت و آسايش ديگري ترجيح ميدادند، همانطور كه تا به امروز بارها ميتوانستند در خدمت بيگانه در ازاي بهترين زندگي و معيشت باشند و نكردند، ولي از امروز به بعد چه؟؟!
مبادا كه ايران ويران شود   كنام شغالان و دزدان شود   
کسری ، نوزده فروردین یکهزاروسیصد ونود و دو خورشیدی

torsdag den 7. marts 2013

هشت ...ميتواند عدد تجسم باشد

 زن مدلي از آفرينش است با قابليتهاي منحصربفردش، زني كه نقطه تمركز واقع شود، شكوفايي معجزه گونه ايي خواهد داشت مافوق تصوري كه همه ما تاكنون از موجوديت يك زن داشته ايم.اصل پرورندگي ، باطني لطيف و نوازشگر ميخواهد،  هيچ بستر آفرينشی خشن و زبري را در جهان اطراف خود نميتوان پيدا كرد که از این قاعده لطافت مستثنی باشد، از تخم هاي يك ماهي كوچك تا موجودات عظيم الجثه و خشن، همه و همه بستر و قالب شكل گيري لطيف و نرمي دارند، و همه اين لطافت براي آفرينش انسان، در وجود زن نهادينه است، خلقتي منحصر بفرد، چرا كه بناست "انسان" ، يعني پيشرفته ترين شكل متفكر وهوشمند آفرينش ، خلق شود، و زن به تناسب داشتن همه اين لطافتهاي لازم براي توليد انسان ديگري در بطن خود ، شكنندگي هايي دارد كه قالب تعقل و تدبير را نيز در بر خواهد گرفت و در مواقعي كه لطافتها و آرامش دروني وي به تناسب رفتارها و نگاههاي خشن و تعصبي مردانه، مورد هجمه واقع ميشوند ، انتظار رفتار بجا و عاقلانه از زنان كاري بيهوده و مصداق عيني ميخ بر سندان كوبيدن است ، چرا كه قبل از هرچيز پيش زمينه هاي ابزاري و ابرازي بزرگي هاي سعادتبخش زن را فراهم نكرديم ، ما مردان در طول تاريخ هيچگاه به درستي نفهميدم كه تفاوتهاي اساسي بين زن و مرد است كه آنها را مكمل و متمم همديگر ميسازد، تفاوتهايي كه جنبه مغفول آن هميشه متوجه زن بود. ما مردان هيچوقت نفهميديم اول ماه و وسط ماه و آخر ماه يعني چه، بالا و پايين رفتن يك هورمون كه غلطتهايي در حد نانو گرم و شايد كمتر هم دارد ،مثابه داغ شدن وسرد شدن مكرريك ميله آهني است كه بعداز تكرارهاي تاريخي با كوچكترين ضربه ايي،مظهر سفتي و صلابت طبيعت يعني آهن ، نيز ميشكند و از پاي در ميايد. براي جلوگيري از شكسته شدن يك زن كه لطافتي ذاتي براي آفرينش دارد ،بايستي به وي عشق و احترام و باور داد، براي اينكه يك زن بازيگر بزرگ صحنه زندگي شود،حس باور و احترام را نياز دارد، زن نگاه جنسي صرف را بخود بر نميتابد و از آن بيزار و متنفر است.زن موشك عظيمي است كه سكوي پرتابش را يك مرد ميسازد تا پرتابي به سمت بيكران موفقيت را، براي خود و مردش به ارمغان آورد.
زن ستودني ست چون مي آفريند و ميپروراند.
هشت مارس روز جهاني زن را به تمام زنان آزاده و خالق سعادت و خوشبختي ، تبريك عرض مينمايم. 
كسري هشت مارس 2013

søndag den 24. februar 2013

احمدي نژاد لايق اسكار است


وقوع اتفاقات و هياهو هاي اخير بدنبال استيضاح وزير كار دولت احمدي نژاد، كليد خوردن سناريويي بود با برچسب قدرت طلبي احمدي نژاد در ساختار هزار داماد قدرت جمهوري اسلامي ؛كه به واقع با تفسير و توجيه "قدرت طلبي صرف و ايستادن در برابر رهبري "از آن ،از سوي قاطبه مخالفان و اپوزيسيون روشن و آگاه و سياسي منش! و در بوق و كرنا كردن آن و ابراز خوشحالي از قمار سوخته آقاي خامنه ايي با مهره احمدي نژاد؛ بخوبي و به زيبايي در حال اجرا و پياده شدن است.سناريويي كه ميبايست كليد بخورد تا بدين سان و با اين تعابير،نيروي محركي تازه و رودخانه ايي خروشان را براي آسياب در حال توقف رژيم ،تدارك ببيند. ناكارآمدي دولت دراجراي برنامه هاي اقتصادي و پافشاري حاكميت بر سياست هاي تنش زاي هسته ايي و گستردگي فشار تحريم ها،عرصه را روز به روز بر اقشار مختلف بويژه طبقه متوسط ،تنگتر كرده است؛ كه اين همه به انضمام حذف جريان و قطب به اصطلاح اصلاح طلب بعد از وقايع انتخابات ٨٨ ، نويد نمايش انتخاباتي مشروعيت زايي را براي برنامه ريزان و متفكران و ديدبانان جمهوري اسلامي ، از خيلي وقت پيش به همراه نداشته است ؛شور و شوق و هيجان كاذبي كه صرفا در جوامع داراي انقباض سياسي همچون ايران ؛ با قطبي شدن جامعه در شرايط حساسي مثل انتخابات ، ايجاد ميشود.پس عاقلانه است كه اينگونه تعبير داشته باشيم كه تمام اين بازي ها، نقش هاي از پيش تعيين شده ايست براي دوقطبي كردن اجتماع در شرايط انتخابات ، وگرنه بسيار كودكانه است كه فكر كنيم احمدي نژاد استخوان گير كرده در گلوي نظام است ، همان احمدي نژادي كه رهبر خود را به وي نزديكتر ميديد...بهتر است عاقلانه تر به اين نمايش نگاه كنيم ...تياتري كه سناريوي آن با درايت و زيركي تمام نوشته شده است، حاكميت از اين مدل قضاوت در مورد احمدي نژاد ، بسيار خرسند است ... كودكانه اسير و مغبون سياست هاي مدبرانه خاص ايشان نشويم.
كسري 
دوشنبه ٧ اسفند ١٣٩١

onsdag den 20. februar 2013

اعلام رسمي استعفا از كنفدراسيون دانشجويان ايراني

بدينوسيله باطلاع تمام دوستان گرامي و سايرين ميرساند كه اينجانب دكتر كسري فقيهي موسس و بنيانگذار فدراسيون دانشجويان ايراني دانمارك از ادامه فعاليت و همكاري با كنفدراسيون دانشجويان ايراني انصراف داده و رسما واز اين طريق استعفاي  خود را از ادامه فعاليت و همكاري با كنفدراسيون دانشجويان ايران به دلاىل ذيل؛ اعلام ميدارم، ودر پايان از تمامي دوستان گرامي خود در شوراي مركزي كنفدراسيون تشكر مينمايم، چرا كه ظرف اين مدت موجبات يادگيري و روشن شدن بيشتر ذهن بنده را فراهم آورده و عليرغم مخالفت ، انتقادهاي مرا شنيدند و تحمل كردند، براي تمام اين عزيزان و شخص دبيركل آرزوي سلامتي و موفقيت در تمام شئون فعاليت سياسي ، براي آزادي و سعادت ايران عزيزمان ، خواهان و آرزومندم.

١-عدم شفافيت در مسائل مالي و ساپورترهاي كنفدراسيون 
٢- عدم موضعگيري سريع و صريح كنفدراسيون در خصوص مسائل مربوط به تجزيه طلبي ايران زمين، بويژه بعد از كنفرانس قاهره
٣-عدم شفاف سازي در خصوص علت دفاع از آقاي ارژنگ داوودي بعنوان زنداني سياسي و اسطوره كنفدراسيون، و رسم خط قرمز و تابو سازي از ايشان عليرغم وجود اسناد متقن سمعي و بصري و كتبي متعدد مبني بر عدم انطباق ادعاي كنفدراسيون با حقايق موجود
٤-عدم رعايت شئونات كلامي و رفتاري و آداب فعاليت سياسي در تقابل و موضعگيري با جريانهاي مخالف كنفدراسيون و يا مخالف تز فعاليتي آن
٥- شخصي سازي كاركردهاي كنفدراسيون در برخورد با اشخاصي همچون احمد باطبي و ديگران، بطوريكه تظاهر خارجي اين كنش و واكنش ها هر شخص متفكر وعاقلي را به پوچ بودن ادعاي آرمانگرايي براي ايران ، مشكوك ميسازد.
٦- عدم رعايت و اجراي ساختار بوروكراتيك جهت مديريت امور مربوط به فعاليت هاي نرم افزاري و سخت افزاري

tirsdag den 12. februar 2013

تنوری داغ از مدل هسته ایی با برچسب کیفیت احمدی نژاد ،برای انتخابات

شرایط وخیم اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ناشی از تحریم های همه جانبه غرب و آمریکا،و برهم خوردن ساختارهای سلامت اجتماعی و فساد سازمان یافته سیاسی و اقتصادی ،رژیم را در تنگایی سخت قرار داده که تا کنون اینچنین تجربه ایی نداشته است، شرایطی سختتر از زمان جنگ ؛چرا که در آن زمان شخصیت کاریزماتیک آقای خمینی حداقل جلوی بسیاری از تفرقه ها و قدرت طلبی ها را میگرفت . در آن برهه رژیم هنوز از مشروعیت نسبتا بالای مردمی برخوردار بود وفساد سیستماتیک اداری و اقتصادی و اجتماعی به حد افسار گسیخته امروز دامنگیر ارکان نظام وجامعه نبود، ولی امروز نه آقای خامنه ایی مشروعیت و مقبولیت آقای خمینی را دارد که قدرت طلبانی چون احمدی نژاد و لاریجانی و سایرین از این قسم را با گوشه چشمی بجای خود بنشاند ونه هیچ خشتی از ساختار سلامت ادرای و اقتصادی و اجتماعی بر جای خود باقی است. رژیم به دلیل برنامه هسته ایی نامشخص خود تحت فشار جامعه جهانی است و راضی به مصالحه نمیشود مگر با گرفتن تضامینی بالاخص در مورد حفظ نظام.
یکی از تعیین کننده ترین ارکانی که با وجود زندانیان و مخالفان سیاسی و عقیدتی متعدد ، و با توجه به حصر غیرقانونی و غیر مشروع دوساله آقایان کروبی و موسوی ؛ رژیم سعی در باشکوه برگزار کردن آن جهت نشان دادن مشروعیت خود به جامعه جهانی و اخذ امتیاز و افزایش قابلیت چانه زنی خود دارد ؛ انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری است. شرایط و انقباض  اجتماعی سیاسی کنونی ایران بویژه بعد از انتخابات سال 88 عرصه عرض اندام سیاسی را تک قطبی نموده و بصورت نظری و عملی هیچ شانسی برای احزاب مختلف و مخالف رویه حاکم ، قائل نیست ؛ که این مسئله بیش از پیش به رکود و رخوت و عدم اقبال عمومی جامعه به مسئله انتخابات میانجامد. دعوای اخیر آقایان احمدی نژاد ولاریجانی ها جدا از وجود اختلاف بر سر قبضه کمی و کیفی قدرت ، میتواند صحنه بازی را به گونه ایی بیآراید که به زعم آقایان هم گل باشد و هم بلبل، از طرفی خلا حضوراحزاب و گروههای مخالف بویژه اصلاح طلبان بنوعی پر خواهد شد و حاکمیت التزامی برای بازی دادن آنها جهت  ایجاد شور انتخاباتی نخواهد داشت و از سوی دیگر با صحنه گردانی انتخابات و به میدان آوردن عوامل هیزم گون به خوبی تنور انتخابات را گرم خواهد کرد و از آن نانی را بعمل خواهد آورد که با توجه به شرایط پیش رو در خصوص مذاکرات هسته ایی ، ادامه حیاتش را تضمین نماید.
در این شرایط بر ما دلسوختگان و دلسوزان ایران و ایرانی فرض است که با پا فشاری بر خواسته " انتخابات آزاد " با آزادی زندانیان سیاسی و محصوران بویژه آقایان موسوی و کروبی و آزادی مطبوعات والحاح بر حق آزاد انتخاب شدن و انتخاب کردن ؛ بنوعی بر این پروژه نامیمون از پیش طراحی شده خط بطلان کشیده و خواسته های بحق تضمین کننده سعادت ماندگار کشور عزیزمان ایران را ، فریادی جهانی بزنیم.
کسری
سیزدهم فوریه 2013
برابر با 25 بهمن 1391