onsdag den 12. juni 2013

جذابيتي از آزادي و رواني قلم

انتصابي منتسب به...
آمد
شد




آثاري جديد از هنرمند شايسته كشور

آقاي روحاني دلبريي از اصلاحات كردند كه نگو و نپرس، فيلم پشت صحنه اش بعدا.... ميگم
آقاي هميشه دلسوخته ، ...از نظام




lørdag den 8. juni 2013

كارتونهايي از يك هنرمند معترضِ خود تبعيد

و اينك انتخابي براي انتصاب،، باور شما هم اين است؟؟؟
...
قصاباني كه به كار عروسي و عزايند
همه اينگونه فكر ميكنند ، شما چطور؟؟؟
مهندسي، از نوع ديگرش
شايد هاشمي به زعم دگرانديشان، در برابر كودتايي كه خود پي ريزش بود، ناتوان مينمود
زمانيكه حاكميت به زعم خود بزرگترين دردسر اين دوره اش را شكست.... تيري به پاي خود

fredag den 7. juni 2013

شرکت در انتخابات آری یا نه؟

با یک نگاه سریع به روند روی کار آمدن و مشروع سازی آقای خامنه ایی و شرایط بعد از آن برای حذف تدریجی رقبا و ستونهای انقلاب و صبر و حوصله ایشان جهت نیرومند ساختن جایگاه خویش، در نتیجه تعامل با سپاه در قبال معاملات و قراردادهای بزرگ اقتصادی و خلاصی تدریجی از سایه سنگین حلقه یاران آقای خمینی و تحمل و کسب تجربه از دولت سازندگی و اصلاحات و بدنبال آن شروع جنبش مردمی و رسم خط پررنگ مابین خود و مردم ایران و همچنین تجربه دهشت انگیز ایجاد شور انتخاباتی سال 88 با به صحنه آمدن دوباره نیروهای اصلاح طلب و قطبی سازی جامعه در شرایط انتخابات 88 ؛ اینبار رهبری علیرغم توصیه به خلق حماسه سیاسی ، هیچ رغبتی به ایجاد شور انتخاباتی نداشته و انتخابات را با حداقل رقابت و بدون توجه به میزان مشارکت از عوامل خویش مطالبه دارد. جمهوری اسلامی بخوبی میداند که مردم ایران دل خوشی از موجودیتش نداشته و مشروعیتی برای این شکل از حاکمیت آن قائل نیستند و بهمین دلیل با توجه به همه مهندسی های لازم جهت روی کار آوردن کاندیدای دلخواه خود، کم شدن مشارکت و رقابت را، برای کم کردن دردسرهای ناشی مشارکت را؛ با روشهای زیر پوستی متعددی برای تحریک  معکوس حس روانی عامه مردم و بالاخص رای خاکستری ها ؛ با تبادر ذهنی           " شرکت در انتخابات به مثابه مشروعیت بخشی به نظام " در دستور کار قرار داده است که از این جمله است صحبتهای آقای خامنه ایی : " هر رای مردم ، رای به جمهوری اسلامی است " و یا تحریک ارگان رسانه ایی حاکمیت ، کیهان ، که شرکت مردم در انتخابات 92 را به معنی پشیمانی مردم از جنبش اعتراضی خود در سال 88 ، قلمداد نموده است. لذا با توجه به ترس راس نظام از شرکت مردم و عدم تحقق  شرایط مهندسی مورد نظر، حاکمیت تمام قد و جهت دار برای یک انتصابات! بی دردسر برنامه دارد ، چرا که میداند شرکت مردم در این برهه و بدنبال جنایات و خفقان 4 سال گذشته همراه با مطالباتی خواهد بود ،که خواست و اراده ایی از حاکمیت  برای پاسخگویی را ، به همراه ندارد. از این دست بود حذف کم دردسر (به زعم حاکمیت) آقای هاشمی. 

کسری ، هفدهم خرداد ماه یکهزارسیصد و نود و دو خورشیدی


دانمارک

tirsdag den 7. maj 2013

دستی آهنین برای کمک.

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/143636/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%86%D8%AF
 شاید ماجرای دخالت آمریکا در کودتای 28 مرداد 1332 وکمک به تثبیت استبداد و ظلمی بزرگ به ملت و کشور ایران، با طرح  در حال تصویب حمایت از تجزیه طلبی و گروهای تجزیه طلب در ایران ، در کنگره آمریکا ، از نظر اعمال دشمنی با ایران، بعنوان کشوری بزرگ در منطقه که توانمندیهای منحصر بفرد زیادی دارد، یک نقطه مشترک داشته باشد، ولی از نظر تامین منافع آمریکا و متحد اصلی اش در منطقه ، اسرائیل، هزاران نقطه مشترک دارد و به نوعی با تیز کردن شمشیری دولب ،در حال تکرار همان سناریوی تثبیت استبداد ولی به شکل دیگر است، اینکه تصویب این مدل از طرحها و لوایح بنوعی با هدف ترسیم شده برای آن، کوچک کردن ایران جهت خنثی نمودن نقش موثر آن در منطقه ، جدا از بی احترامی و تعرض به تمامیت ارضی کشور ایران(ملک مشاع تک تک ایرانیان)، میتواند زمینه های سرکوب جوانان آزادیخواه و فعالان سیاسی اجتماعی، گروهها و قومیت های مختلف داخل سرزمینها و مرزهای بین المللی ایران( مصرح در قوانین بین المللی) را، به بهانه و انگ مبارزه با تجزیه طلبی، توسط حاکمیت ، بیشتر فراهم بیاورد. آمریکا در این راستای با بهره کشی مدرن و با تحمیل و پرداخت هزینه از جوانان و خانواده های کرد و بلوچ ، ترک ، عرب و به بهانه ها و شعارهایی  با رنگ و لعاب "دموکراسی" و "آزادی " و "حق حاکمیت بر سرنوشت خود"، و با  برپایی بلوا و آشوب در ایران از این دست، و اجرای نقش کنار گود خود، اهداف شومی را جستجو میکند، چرا که تجربه دو جنگ در منطقه و مشکلات مربوط به دولتها و ملتهای منطقه ، به آمریکا آموخت که راههای کم هزینه تر و به روزتری، برای حضور و کنترل منطقه ، باید مد نظر داشته باشد، غافل از اینکه لبه دوم آن شمشیر، زمینه های ماندگاری یک حاکمیت توتالیتر را ، بیش از پیش فراهم آورده، چرا که هر اعتراضی در هر شرایطی میتواند با ادعای مبارزه با تجزیه ایران، مورد انگ  تجزیه طلبی  از طرف حاکمیت ، واقع شده و حذف گردد.
پس نمایندگان و دولتمردان آمریکایی بایستی این حقیقت را مد نظر داشته باشند که اینگونه رفتار کردن ، مورد تاب و تحمل هیچ ایرانی آزاده ایی واقع نشده و مصداق عینی دخالت در " حق مالکیت " و " تمامیت ارضی " کشور بزرگ و با عزتی، همچون ایران است.لازم به ذکر است این طرح و برنامه ها، موجبات رادیکالیزتر شدن رفتارو برخوردهای حاکمیت ، و همچنین خواسته های مردمی(کرد و ترک و بلوچ و عرب) در قبال داشتن کشوری مستقل، و در نهایت عقیم ماندن حرکتهای رو به رشد برای داشتن یک کشور یکچارچه همراه با عدالت و آزادی ، را فراهم می آورد.   
اینجانب به عنوان نماینده کانون نخبگان ایران در دانمارک ، این اقدام  بسیار گستاخانه کنگره آمریکا را محکوم نموده و خواستار حذف آن از دستور کار کنگره آمریکا میباشم چرا که  کانون نخبگان ایران به آمریکا این اطمینان و نظر کارشناسی شده خود را میدهد که، ایرانیان از هر عقیده و مرام و هر جایگاهی، نسبت به وجب به وجب خاک ایران تعصب و جانبداری همسو داشته و دارند و حاضر به انجام هیچ معامله ایی و به هیچ قیمتی بر سر تمامیت ارزی کشور ایران نیستند.

کسری هشتم می 2013 برابر با هجدهم اردیبهشت ماه 1392

torsdag den 18. april 2013

انتخابی در پاسخ به تاریخ



سی و پنج سال از زمان انقلاب ایران، به قصد نهادینه کردن حاکمیت مردم و قانون درچهارچوب جمهوریت و قوانین اسلامی و با دعوی ایجاد دموکراسی، میگذرد، با نگاهی گذرا به هر آنچه که در این مدت گذشت، به خوبی میتوان از شرایط کنونی جامعه و حاکمیت دریافت که نه تنها هیچکدام از پارامترهای مورد نظر آن انقلاب در هیچ عرصه ایی حاصل نگشت ،بلکه شرایط بدتر از بد را در هر زمینه ایی ،اعم از سیاسی و اقتصادی و اجتماعی نیز تجربه میکند.قبضه همه جانبه فرصت ها و مناصب با همراهی و حمایت و عاملیت سپاه، از سوی رهبری ، هیچ مقوله ایی را به غیر از کودتایی بس سیاه و دهشتناک را علیه انقلاب و خواسته های مردم، و جمهوریت آن  انقلاب در ذهن هر متفکر و دلسوزی، متبادر میسازد. عرصه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری میتواند عرصه یادآوری و بازخواهی خواسته حداقلی مردم که همان جمهوریت است، به حاکمیت باشد، با انتخاب مردی از جنس و تجربه تاریخ ،که تجربیات این دوره سی و پنج ساله  به همراه حمایت خلقی که درک صحیحی از شرایط شکننده کنونی داشته، و میدانند که انتخابی صحیح میتواند در این ظلمت حداقل روشنایی را برای آنها به همراه داشته باشد.همه عرائض اين مقصود را بدنبال داشت كه بهترين برنامه و راه كاري كه ميتواند در شرايط كنوني اتحاد ساز و تعامل برانگيز باشد، برنامه ايي است منطبق بر اين حقيقت كه : ديكتاتوري در كشور ما سابقه ايي ديرينه داشته و متناسب بر فرهنگ فرد محور ماست، مردم ما هميشه وابسته به شاه و رهبر و آقا بالا سر بوده اند و زدودن اين فرهنگ كار يك روز و دو روز نيست، وشرايط كنوني كشور هم برگرفته از همين حقيقت است ، لذا تمام گروه ها و افراد خواهان آزادي و دموكراسي و عزت  براي ايران و ايراني چه در داخل و چه در خارج بايد بر اساس واقعيت كنوني جمهوري إسلامي و با پيش فرض اينكه ؛ جمهوري اسلامي در شكل و شرايط مقتدر كنوني( سپاه تا دندان مسلح و كودتاي خزنده آن،و كنترل و قبضه همه گلوگاه ها) نابود شدني به طرفه العين نيست ، و اين حقيقت كه ، قشر متوسط و روشنگر و مظهر حركتهاي انقلابي در ايران، با توجه به شرايط و سياستهاي به عمد غلطِ اقتصادي؛  از بين رفته و يا اصلا هيچ انگيزه ايي براي ايجاد دگرگوني درخود و جامعه نميبيند، متحد شده وبراي شرايط پيش رو ( انتخابات ) برنامه ريزي منسجم نمايند، چرا كه با موضع گيري اخير آقای هاشمي رفسنجاني(که در یک حرکت برنامه ریزی شده از سوی سایت ایشان تکذیب گردید)، ديگر صدرصد مسجل است كه  آقای خامنه ايي با سوداي روي كار آوردنِ يك رىئس جمهور ولايي، خيال يك حكومت پارلماني را با مركزيت خود در سر ميپروراند، لذا شرايط كنوني بسيار حساس و تعيين كننده بوده و آخرين فرصت نيروهاي فرهيخته و نخبه براي روشن نگه داشتن حداقل شمع و روشنايي در ظلمت موجود است، چرا كه جمهوري اسلامي با بهره گيري از تجارب متعدد و حمايتِ يك طراح حكومتهاي ديكتاتوري چون روسيه، ماندگار بوده همچنان كه يك تنه در سوريه در حال جنگ با كشورهاي منطقه است(درپشت پرده) و ميدان را از دست نميدهد، در عرصه داخلي نيز بدتر و خشونت بارتر، و با ابزارهايي كه در دست دارد راحتتر از صحنه بين المللي، قادر به پيش بردن اهداف خويش است، این همه را نگفتم برای ایجاد ترس و نا امیدی، بلکه این همه تحلیلی است از شرایط موجود برای مطالبه عقلانیتی که خاصه فرهیختگان و نخبگان است، پس در شرايط كنوني الويت يك بسيج عمومي ديگر براي انتخابات، كه نه براي مشروعيت دادن به شرايط ديكتاتوري و خفقان كنوني و ايجاد خوراك تبليغاتي براي رژيم، بلكه وظيفه ایی خطیر براي زنده نگه داشتن اميد رفرم و ایجاد بالانس قدرت و پيشگيري از اجرايي شدن نقشه شوم نظام پارلماني توسط رهبر جمهوري اسلامي، با حمايت از چهره هايي مثل خاتمي يا هاشمي رفسنجاني، که بيش از هرمسئله ایی در شرایط کنونی ،ضرورت حياتي دارد.

كسري ٣٠ فروردين سال ١٣٩٢

mandag den 8. april 2013

نخبه كشي از نوع حقيقي آن


خبر خيلي ساده بود " محسن پودنكي ، قهرمان كشتي فرنگي در سن ٣٥ سالگي ، درگذشت"... از چند روز قبل توسط اطلاع رساني دوست گرامي ام ، مهدي رستم پور، در جريان بيماري اين قهرمان ملي قرارگرفتم و با يكي از دوستانم كه انكولوژيست شناخته شده ايي در دانمارك است نيز صحبت كردم تا هركاري كه ميشود در غياب همت و توجه مسئولان كشور ، براي سلامتي اين عزيز انجام داد، مقدماتش انجام پذيرد، شنيده ها حاكي از اين بود كه بسياري از عزيزان هموطن از سراسر دنيا آمادگي خود را براي كمك به اين قهرمان اعلام نموده اند، بيماري قهرمان ما كشنده نبود چيزيكه همچون طاعوني سياه، جان عزيزان و نخبگان و بزرگان ايران را ميگيرد، بي توجهي مسئولان به اين سرمايه هاي تكرارناشدني، وبي اهميتی و بی حمیتی ايشان به الگوها و اسطوره هاي عيني و زنده است.در نگاه نخست اين عدم توجه، خيل عظيمي از نوجوانان و جوانان را مورد هدف خود قرار داده وانگيزه تلاش و رسيدن به جايگاههاي برتر انساني واجتماعي را از ايشان بازميستاند وشوق رسيدن به جايگاه الگوهاي اينچنيني را در وجودشان به بدترين شكل ممكن سلاخي نموده ودر مرحله بعد انگيزه مداومت و پويايي را در نيروها و نخبگان و سرمايه هاي انساني حال حاضر كشورمان، سركوب نموده وآنها را دچار سرخوردگي مينمايد.نگاه كارشناسانه و جامعه شناختي به اين موضوع ، حس دهشتناكي را از آينده سرمايه هاي معنوي و انساني، بوجود مي آورد و سرخوردگي ايجاد شده از اين نوع، به كمك هزاران نابهنجاري كنوني اجتماعي و اقتصادي و فردي در جامعه ايران، زمينه ساز مردابي انساني خواهد شد و يا سيل مهاجرت و فرار نخبگان و خوبان و فرهيختگان را روز به روز فزون تر خواهد نمود،مقوله ایی که بسیاردلخواه حاکمان مستبد و نالایق کنونی ایران است ،چرا که فرهیختگی و بزرگی و عزت با فلسفه وجودی ایشان در تصاد است ،ودر چنین شرایطی كشورهاي پناه دهنده به اين بزرگان مسرور از شكاري ارزشمند، با كمترين هزينه ممكن بهره وري از ايشان را در جهت منافع ملي خودشان در صدر امور خود قرار خواهند داد، چرا كه اگر مسئولان و حاكمان كنوني بجاي كمك به لبنان و غزه و فتنه گري در سوريه و سومالي ، به فكر نيازهاي حداقلي اين سرمايه هاي گهربار إنساني كشورمان ميبودند، با تمام سختي ها و مشكلاتي كه در كشورمان موجود است، يقينا اين بزرگان ماندنشان در وطن را به هرعافيت و آسايش ديگري ترجيح ميدادند، همانطور كه تا به امروز بارها ميتوانستند در خدمت بيگانه در ازاي بهترين زندگي و معيشت باشند و نكردند، ولي از امروز به بعد چه؟؟!
مبادا كه ايران ويران شود   كنام شغالان و دزدان شود   
کسری ، نوزده فروردین یکهزاروسیصد ونود و دو خورشیدی