søndag den 24. februar 2013

احمدي نژاد لايق اسكار است


وقوع اتفاقات و هياهو هاي اخير بدنبال استيضاح وزير كار دولت احمدي نژاد، كليد خوردن سناريويي بود با برچسب قدرت طلبي احمدي نژاد در ساختار هزار داماد قدرت جمهوري اسلامي ؛كه به واقع با تفسير و توجيه "قدرت طلبي صرف و ايستادن در برابر رهبري "از آن ،از سوي قاطبه مخالفان و اپوزيسيون روشن و آگاه و سياسي منش! و در بوق و كرنا كردن آن و ابراز خوشحالي از قمار سوخته آقاي خامنه ايي با مهره احمدي نژاد؛ بخوبي و به زيبايي در حال اجرا و پياده شدن است.سناريويي كه ميبايست كليد بخورد تا بدين سان و با اين تعابير،نيروي محركي تازه و رودخانه ايي خروشان را براي آسياب در حال توقف رژيم ،تدارك ببيند. ناكارآمدي دولت دراجراي برنامه هاي اقتصادي و پافشاري حاكميت بر سياست هاي تنش زاي هسته ايي و گستردگي فشار تحريم ها،عرصه را روز به روز بر اقشار مختلف بويژه طبقه متوسط ،تنگتر كرده است؛ كه اين همه به انضمام حذف جريان و قطب به اصطلاح اصلاح طلب بعد از وقايع انتخابات ٨٨ ، نويد نمايش انتخاباتي مشروعيت زايي را براي برنامه ريزان و متفكران و ديدبانان جمهوري اسلامي ، از خيلي وقت پيش به همراه نداشته است ؛شور و شوق و هيجان كاذبي كه صرفا در جوامع داراي انقباض سياسي همچون ايران ؛ با قطبي شدن جامعه در شرايط حساسي مثل انتخابات ، ايجاد ميشود.پس عاقلانه است كه اينگونه تعبير داشته باشيم كه تمام اين بازي ها، نقش هاي از پيش تعيين شده ايست براي دوقطبي كردن اجتماع در شرايط انتخابات ، وگرنه بسيار كودكانه است كه فكر كنيم احمدي نژاد استخوان گير كرده در گلوي نظام است ، همان احمدي نژادي كه رهبر خود را به وي نزديكتر ميديد...بهتر است عاقلانه تر به اين نمايش نگاه كنيم ...تياتري كه سناريوي آن با درايت و زيركي تمام نوشته شده است، حاكميت از اين مدل قضاوت در مورد احمدي نژاد ، بسيار خرسند است ... كودكانه اسير و مغبون سياست هاي مدبرانه خاص ايشان نشويم.
كسري 
دوشنبه ٧ اسفند ١٣٩١

onsdag den 20. februar 2013

اعلام رسمي استعفا از كنفدراسيون دانشجويان ايراني

بدينوسيله باطلاع تمام دوستان گرامي و سايرين ميرساند كه اينجانب دكتر كسري فقيهي موسس و بنيانگذار فدراسيون دانشجويان ايراني دانمارك از ادامه فعاليت و همكاري با كنفدراسيون دانشجويان ايراني انصراف داده و رسما واز اين طريق استعفاي  خود را از ادامه فعاليت و همكاري با كنفدراسيون دانشجويان ايران به دلاىل ذيل؛ اعلام ميدارم، ودر پايان از تمامي دوستان گرامي خود در شوراي مركزي كنفدراسيون تشكر مينمايم، چرا كه ظرف اين مدت موجبات يادگيري و روشن شدن بيشتر ذهن بنده را فراهم آورده و عليرغم مخالفت ، انتقادهاي مرا شنيدند و تحمل كردند، براي تمام اين عزيزان و شخص دبيركل آرزوي سلامتي و موفقيت در تمام شئون فعاليت سياسي ، براي آزادي و سعادت ايران عزيزمان ، خواهان و آرزومندم.

١-عدم شفافيت در مسائل مالي و ساپورترهاي كنفدراسيون 
٢- عدم موضعگيري سريع و صريح كنفدراسيون در خصوص مسائل مربوط به تجزيه طلبي ايران زمين، بويژه بعد از كنفرانس قاهره
٣-عدم شفاف سازي در خصوص علت دفاع از آقاي ارژنگ داوودي بعنوان زنداني سياسي و اسطوره كنفدراسيون، و رسم خط قرمز و تابو سازي از ايشان عليرغم وجود اسناد متقن سمعي و بصري و كتبي متعدد مبني بر عدم انطباق ادعاي كنفدراسيون با حقايق موجود
٤-عدم رعايت شئونات كلامي و رفتاري و آداب فعاليت سياسي در تقابل و موضعگيري با جريانهاي مخالف كنفدراسيون و يا مخالف تز فعاليتي آن
٥- شخصي سازي كاركردهاي كنفدراسيون در برخورد با اشخاصي همچون احمد باطبي و ديگران، بطوريكه تظاهر خارجي اين كنش و واكنش ها هر شخص متفكر وعاقلي را به پوچ بودن ادعاي آرمانگرايي براي ايران ، مشكوك ميسازد.
٦- عدم رعايت و اجراي ساختار بوروكراتيك جهت مديريت امور مربوط به فعاليت هاي نرم افزاري و سخت افزاري

tirsdag den 12. februar 2013

تنوری داغ از مدل هسته ایی با برچسب کیفیت احمدی نژاد ،برای انتخابات

شرایط وخیم اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ناشی از تحریم های همه جانبه غرب و آمریکا،و برهم خوردن ساختارهای سلامت اجتماعی و فساد سازمان یافته سیاسی و اقتصادی ،رژیم را در تنگایی سخت قرار داده که تا کنون اینچنین تجربه ایی نداشته است، شرایطی سختتر از زمان جنگ ؛چرا که در آن زمان شخصیت کاریزماتیک آقای خمینی حداقل جلوی بسیاری از تفرقه ها و قدرت طلبی ها را میگرفت . در آن برهه رژیم هنوز از مشروعیت نسبتا بالای مردمی برخوردار بود وفساد سیستماتیک اداری و اقتصادی و اجتماعی به حد افسار گسیخته امروز دامنگیر ارکان نظام وجامعه نبود، ولی امروز نه آقای خامنه ایی مشروعیت و مقبولیت آقای خمینی را دارد که قدرت طلبانی چون احمدی نژاد و لاریجانی و سایرین از این قسم را با گوشه چشمی بجای خود بنشاند ونه هیچ خشتی از ساختار سلامت ادرای و اقتصادی و اجتماعی بر جای خود باقی است. رژیم به دلیل برنامه هسته ایی نامشخص خود تحت فشار جامعه جهانی است و راضی به مصالحه نمیشود مگر با گرفتن تضامینی بالاخص در مورد حفظ نظام.
یکی از تعیین کننده ترین ارکانی که با وجود زندانیان و مخالفان سیاسی و عقیدتی متعدد ، و با توجه به حصر غیرقانونی و غیر مشروع دوساله آقایان کروبی و موسوی ؛ رژیم سعی در باشکوه برگزار کردن آن جهت نشان دادن مشروعیت خود به جامعه جهانی و اخذ امتیاز و افزایش قابلیت چانه زنی خود دارد ؛ انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری است. شرایط و انقباض  اجتماعی سیاسی کنونی ایران بویژه بعد از انتخابات سال 88 عرصه عرض اندام سیاسی را تک قطبی نموده و بصورت نظری و عملی هیچ شانسی برای احزاب مختلف و مخالف رویه حاکم ، قائل نیست ؛ که این مسئله بیش از پیش به رکود و رخوت و عدم اقبال عمومی جامعه به مسئله انتخابات میانجامد. دعوای اخیر آقایان احمدی نژاد ولاریجانی ها جدا از وجود اختلاف بر سر قبضه کمی و کیفی قدرت ، میتواند صحنه بازی را به گونه ایی بیآراید که به زعم آقایان هم گل باشد و هم بلبل، از طرفی خلا حضوراحزاب و گروههای مخالف بویژه اصلاح طلبان بنوعی پر خواهد شد و حاکمیت التزامی برای بازی دادن آنها جهت  ایجاد شور انتخاباتی نخواهد داشت و از سوی دیگر با صحنه گردانی انتخابات و به میدان آوردن عوامل هیزم گون به خوبی تنور انتخابات را گرم خواهد کرد و از آن نانی را بعمل خواهد آورد که با توجه به شرایط پیش رو در خصوص مذاکرات هسته ایی ، ادامه حیاتش را تضمین نماید.
در این شرایط بر ما دلسوختگان و دلسوزان ایران و ایرانی فرض است که با پا فشاری بر خواسته " انتخابات آزاد " با آزادی زندانیان سیاسی و محصوران بویژه آقایان موسوی و کروبی و آزادی مطبوعات والحاح بر حق آزاد انتخاب شدن و انتخاب کردن ؛ بنوعی بر این پروژه نامیمون از پیش طراحی شده خط بطلان کشیده و خواسته های بحق تضمین کننده سعادت ماندگار کشور عزیزمان ایران را ، فریادی جهانی بزنیم.
کسری
سیزدهم فوریه 2013
برابر با 25 بهمن 1391

søndag den 20. januar 2013

" قاهره "؛ نطقه عطفي در برهوت "اتحاد"...

چند روز قبل مطلبي را در وبلاگم با عنوان " قاهره؛ نقطه پايان تجزيه طلبي عربي " با بيانيه ايي از همسنگر عرب زبان ايراني ام، كه از فرزندان بحق لايق ايران زمين است، منتشر كردم كه عليرغم موضعگيري بجاي اينجانب در خصوص دغدغه اتحاد هرچه بيشتر، موجبات بروز سوئ تفاهماتي گرديد كه با ارشاد اساتيد گرانقدرم اقدام به حذف آن و انتشار مجدد بيانيه ذيل نمودم، بحق وجود بزرگان و دلسوزان شايسته و فرهيخته ايران زمين كه دغدغه ايران را  دارند، مصباح راه گشاي مبتديان رهرواين راه و مفتاح بن بست هايي است كه جهالتها و تعصب هاي روز به روز مدعيان آزادي و دموكراسي براي ايران ؛ در راه مجاهدت، ايجاد نموده اند.
بيانيه ذيل كه با همفكري وهمصدايي جوانان غيور و پرشور عرب تبار و عرب زبان خطه خوزستان نوشته شده، نشانگر عرق و غيرت پنهان در فضاي خاكستري و تيره ظلم و جورهاي حاكميت است كه ايشان به سرزمين آبا واجداديشان دارند، و با اين موضعگيري بجا وبه موقع، علاوه برعقيم گذاردن پروژه سركوب جوانان آزادي خواه با انگ تجزيه طلبي، نشان دادند كه از پتانسيلهاي بالايي براي علمي ومنطقي و بدور از تعصب عمل كردن، برخوردارند و منطبق با حقايق و باورهاي روز و جامعه به پيش ميروند و به حق فرهيخته و عاقل و شايسته اند و اذعان دارند كه : همراه شو عزيز كه اين درد مشترك هرگز جدا جدا درمان نميشود....
.
..


منذ الأف السنين و نحن اهل بيتا واحدا. ربما خُلقنا اهل بیتا واحدا اصلا. لتشکیل إيران متحد لم نكن كبريطانيا التي احتاجت للغزو الأنجلوساكيونيون وثم الغزو النورماني و بعد ذلك السلسلة البلانتاجية وفي الأخير اتحاد الأسكاتلنديون والأنجليز لتصبح بريطانيا علي ماهو الان.
مر الزمن لم يضف عضوا جديدا علي اهل هذا البيت بل يقلل عددهم يوما بعد يوم. من العجيب أن نسينا من كنا و من أصحبنا. جيراننا الذين لم ولن يفرحوا بإستقرار هذا البيت اليوم يرسمون لنا خريطة كردستان الكبير كما رفرف علم أذربيجان الجنوبي يوم أمس عندهم وفي يوما أخر حلموا بدولة سيستان و نراهم اليوم يستضيفوا إخواننا العرب في القاهرة. علينا ان ندقق بالنوايا الخفية وراء هذا اللطف والأمومة من جيراننا. أذكرا يوما قال أبي : لنتصطاد القطة الفارة لوجه الله. أيها الإخوة الإيرانيين أننا أخوانكم مهما كانت لغتكم ومهما كان لباسكم. نحن إخوانكم في هذا البيت الذي هو نتيجة جهد أباؤنا. فليوم تحت الظلم والجور يقطر سقف البيت علينا كما عليكم و نحن مبتلّين بقدركم. فعلينا أن نتكاتف لتعمير هذا البيت معا. لو تستضاف دولة مصر بعض المخدوعون البائعون لتراب الوطن بمساعد رئاستها الجمهورية فنحن محزنون بقدركم.
أيران الحرة  الديموقراطة هي مدينتا الفاضلة و نتكاتف و نتساهم معكم للوصول اليها وفي هذا الطريق نستنكر وندين كل الحركات الإنفصالية. مؤتمر القاهرة بحضور بعض من ذوي الوجوه السوداء الذين بات يعرفهم كل العالم لا يستطيع أن يبعدنا عنكمبغض النظر عما حدث في المؤتمر نحن نستنكر قيام المؤتمر اصلا. إن حضور اشخصا يدعون بأنهم ممثلين  عرب إيران وفي الواقع ليس كذلك وحوارهم علي طاولة يرفرف علي جنبها علما يرمزللإنفصال يبين مدي بعد هولاء عن مطالب الشعب وإرادتهم. نحن نعلن للعالم كله بأن عرب إيران ليس لهم أي عقد أخوة مع أحد وإنتمائهم الوحيد هو إنتمائهم للأرض ووحدتها. كل من سار علي هذا الطريق فهو مرحب به وإلا سينتهي به المطاف في مزبلة التاريخ.
بصفتي صحفيا اهوازيا  يعيش (قد عاش) بين اهله و أستنشق هوائهم اعلن بأن نخبة الأهواز و جيلها الأكاديمي الذي هو الممثل الوحيد لشعبه يستنكر كل المزاعم الإنفصالية و يعتقد بإيران الحرة الديموقراطة فقط. كل مطالبات العرب وباقي الأقوام الإيرانية في متناول اليد في إيران الحرة كما أن حقوق وتطلعات كل مواطن إيراني سهلة المنال.
همسنگر
ترجمه فارسي..


هزاران سال از همخانه بودن ما می‌گذرد. خانه ای به بلندای تاریخ. شاید اصلا همخانه آفریده شده‌ایم. ما برای تشکیل ایران واحد بمانند بریتانیای کبیر نیازی به تهاجم آنگلوساکسون‌ها و سپس نورمان‌ها وبعد‌تر سلسله پلانتاژه و در آخر هم‌پیمانی اسکاتلند وانگلستان نداشتیم. ما از روز اول سر یک سفره نشسته بوده‌ایم و گذر سال‌های تاریخ نه تنها عضو جدید سر این سفره خانه پدری نیاورد بلکه هر روز یکی از اعضای خانه را از خانواده جدا نمود و امروز میخواهند فراموشمان سازند که بوده‌ایم و که شده‌ایم . همسایگان خانه پدری که از وحدت برادران وخواهران دیرینه ناخشنودند،  یک روز نقشه کردستان بزرگ برایمان ترسیم می‌کنند و روزی دیگر نام آذربایجان جنوبی را علم نموده و  دیگر روز سودای کشور بلوچستان را در سر می پرورانند و امروز در قاهره پذیرای عرب‌های این خانه‌اند. پدر همیشه می‌گوید هیچ گربه‌ای برای رضای خدا موش نمی‌گیرد. پس در پس همه این دلسوزی‌های این و آن باید دید چه نهفته است. برادران ما در ایران عزیز! به هر زبانی که حرف می‌زنید و به هر لباسی که می‌پوشید. ما عرب‌های ایران  ، برادران شما در آن خانه پدری هستیم . ما نان و نمک دست‌های پینه بسته همان پدر را خورده‌ایم . امروز که در زیر باران ظلم و ستم ، سقف خانه چکه می‌کند ما نیز به اندازه شما خیس گشته‌ایم و به اندازه شما تعمیر این سقف ترک خورده را وظیفه خود می‌دانیم. اگر امروز دولت مصر با معاون رئیس جمهورش از مشتی فریب خورده وطن فروش پذیرایی می‌کند ما نیز به اندازه شما غمگینیم.
ایران آزاد و دموکرات مدینه فاضله ماست که برای رسیدن به آن دوشادوش شما می ایستیم  و در این مسیر هر گونه حرکت تجزیه خواهانه را محکوم می‌نماییم. برگزاری کنفرانسی در قاهره و حضور مشتی معلوم الحال که کسی نمی‌داند نمایندگان کیستند ذره‌ای ما را از شما دور نخواهد نمود و تنها باعث روسیاه تر‍شدن تجزیه‌خواهان وطن فروش خواهد شد. ما فارغ از آنچه در این کنفرانس گذشت به نفس برگزاری این کنفرانس معترضیم و آن را محکوم می‌کنیم. اینکه کسانی که خود را نماینده مردم عرب می‌دانند و در واقع اینگونه نیست در زیر پرچمی که نماد تجزیه طلبی است سخن می‌گویند تکلیف مردم شریف عرب ایران را با آنان مشخص می‌کند. مردم ما با هیچ کسی عهد اخوت نبسته‌اند و تنها تعهدشان به خاک این مرز وبوم است. حال اگر کسی در راه وحدت همه ساکنان ایران عزیز گام بردارد محترم شمرده شده وگرنه راهی زباله‌دان تاریخ خواهد شد.
در آخر بعنوان یک روزنامه‌نگار عرب اهوازی که در میان این مردم زندگی می‌کند (کرده‌ است.) اعلام می‌کنم که قشر فرهیخته و تحصیل کرده این مردم که خود را نمایندگان بحق مردم عرب می‌دانند مخالف هرگونه خواست‌های تجزیه‌طلبی است وتنها به ایرانی مستقل ، آزاد  ، دموکرات ، یکپارچه  و قدرتمند اعتقاد دارد. تمام مطالبات قومی مردم عرب  و دیگر اقوام ایران در قالب ایران آزاد قابل تحقق است  ، کمااینکه خواست‌های دگر اندیشان ایرانی یا به تعبیر بهتر خواست‌های همه شهروندان ایرانی  سهل‌الوصول است.
همسنگر



onsdag den 21. november 2012

جای خالی‌ یک اپوزیسیون هماهنگ و همدل


فشارهای روز به روز  جامعه جهانی‌ ٔبر رژیم دیکتاتوری جمهوری ولایت فقیه و تنگنای فقدان عقلانیت در عملکرد عرصه داخلی با شمار زیاد زندانیان سیاسی و قتلهای کهریزکی همچون شهادت ستار بهشتی‌ و اعتراض روزه داری نسرین ستوده‌ها و هزاران روزنامه نگار و فعال سیاسی بی‌ گناه در بند، و همچنین مدیریت ضعیف اقتصادی، بیش از هر زمان دیگر نیرو و جبهه‌ متحد و دارای وزنی را به عنوان اپوزیسیون میطلبد که توان چانه زنی‌ خود را برای یک رفرم دارای نتیجه مثبت همه جانبه، به جامعه جهانی‌ نشان دهد.موضع گیری‌‌های اخیر جمهوری اسلامی در تقابل با عرصه جهانی‌ و بویژه با حمایت و اعتراف علنی رئیس مجلس در خصوص حمایت نظامی از شاخه نظامی حماس و سایر نیروهای افراطی و تروریست در منطقه، بیرون کشیدن سوخت نیروگاه اتمی‌ بوشهر توسط رژیم و سایر بی‌ اعتمادی‌های ایجاد شده در خصوص ساختار حاکمیت کنونی در قبال موضع گیری هسته‌ای، جامعه جهانی‌ را چشم انتظار و مترصد یک اپوزیسیون ایرانی‌ هماهنگ خارجی‌ و داخلی، با وجود خیل عظیم فرهیختگان و دلسوختگان و شایستگان ایرانی‌ خارج و داخل کشور، نگه داشته است.جامعه جهانی‌ در خصوص سوریه به این نتیجه رسید که اپوزوسیون بشار اسد را متّحد و منسجم می‌خواهد که بعد از انسجام اولیه آن،یک یک قدرتهای جهانی‌ آنرا به رسمیت شناخته و شروع به حمایت از آن نمودند، حال با توجه به گذشت ۳۴ سال از انقلاب و شکل‌گیری اپوزیسیون، فرهیختگان تبعید و خود تبعید ایرانی‌ درگیر لجنمالی یکدیگرند، وحشتی که حاکمیت دیکتاتوری جمهوری اسلامی از شکلگیری منسجم اپوزیسیون داشته با واگرأیی کنونی این نیروها به رویای خوش جمهوری اسلامی تعبیر شده که عینیت مجسم آن لابیگری نیروهای امنیتی برای مذاکره سران حکومت با آمریکا، بویژه با ماندگاری اوباما، می‌‌باشد. این حقیر هیچ نسخه‌ای را برای این بیمار درمانده نمیپیچم چون اصلا اعتقاد به بیمار بودن آن ندارم، این تن‌ ضعیف و نحیف شده و فقط احتیاج به خوراک عقلانیت دارد، از همه دلسوختگان و مدعیان ایران آزاد، طلب عقلانیت و تفکر به عنوان بهترین خوراک این بیمار سو تغذیه شده، دارم.

کسری ۲۱ نوامبر ۲۰۱۲ 

onsdag den 3. oktober 2012

موتلفه بازار متکدی حمایت مردم

فلش بکی به سه سال قبل... مردم در اعتراض به همه مظلمه های سی ساله به خیابانها ریختند و در حالیکه همه عزیزان خود را پرپر شده در کف خیابانها و کهریزکها بدست خون آشامان حکومت جبار جمهوری ولایت فقیه میدیدند چشم انتظار حمایت موتلفه ایی بودند که با ائتلاف بازار نقش اساسی و کلیدی را در پیروزی انقلاب بازی کردند. آن زمان جمعیت موتلفه اسلامی سودای قدرتی را داشت که امروزآنرا در مواجهه با سیاست های اقتصادی دولت احمدی نژاد در خطرمیبیند ؛ احمدی نژاد و مهره های پشت پرده و در سایه او، با شناسایی نقاط استراتژیک جناح رقیب وقدرتمند حاکم؛که مافیای بازار از اصلی ترین آنهاست؛ سعی در دست گرفتن ابتکار عمل و ترسیم نقشه و سناریوی کسب قدرت در انتخابات بعدی ریاست جمهوری را دارد.امروز دوباره مردم زجرکشیده و ستم دیده ایران فریاد اعتراضی را سر دادند که با تعطیلیه بودار بازار شروع و حمایت معنی دار، شد. اینکه بازار چرا در سال 88 از حرکت بحق مردم درد کشیده، واکنش امروز خود را نشان نداد؛ جوابی جز صبر و نظاره واکنش های طرفین دعوا ظرف روزهای آینده ؛ ندارد. واکنشهایی که میتواند آبستن اتفاقاتی چون رای مجلس با گوشه چشم خامنه ایی به عدم کفایت سیاسی واقتصادی احمدی نژاد و بدنبال آن رو شدن پرونده های فساد آقایان و آقازاده ها ؛که شخص احمدی نژاد در زمان صدارت یک ماهه خود بروزارت اطلاعات بدآنها دست یافت؛ باشد. 
کسری  
4 اکتبر2012 ، 13 مهر1391 
 

søndag den 23. september 2012

قهوه تلخی بخوریم و فلش بکی بزنیم

شب گذشته فرصتی یافتم تا قسمتهایی از سریال قهوه تلخ که با چیره دستی و استادی هرچه تمامتر مهران مدیری و گروه هنرمندش ، ساخته شده را، ببینم ... قهوه ایی که میخوردند، عقب و جلو میشوند در زمان و داستانهای جالب ؛که به راحتی ذهن بیننده را به وقایع کنونی جامعه و حاکمیت جبار و خالی از عقلانیت ایران پیوند منطقی میزد. همه ماجرای سریال دیدن من در شب گذشته همزمان شده بود با خبر ورود مهدی هاشمی به ایران و بازداشت فائزه هاشمی.....خنده ایی از ته دل و یک قهوه تلخ برای خودم....سال 1361 بعد از آزادسازی خرمشهر همه چیز آماده و مهیا بود برای اتمام جنگ و بازگشت آرامش به میهن، کسانی نخواستند که این مهم اتفاق بیفتد که بعدها نام هاشمی رفسنجانی بر سر زبانها بود و همان سالها مهدی هاشمی نیز رزمنده ؛ قهوه تلخی را زمانه خوراند و بدون اینکه در زمان سفری صورت بگیرد دنیا و روزگار حرکت بطئی خود را داشت و بعد از 30 سال به دورانی رسیدیم که هاشمی جنگ نمیخواهد ودیگرحاکم نیست وبلکن عاقل،ولی حاکم هر روز و به تازگی با عروسک خمیه شب بازی خود " علی جعفری فرمانده سپاه" بر طبل جنگ میکوبد، همان استراتژی سالهای جنگ که نبض حیاتی حکومت را در آتش جنگ میدید؛ آن سال هاشمی حاکم بود و همه کاره، و بدنبال آن قتلهای سالهای 60 و 67 که فرزندان بیگناه این مرز وبوم را ناکام به کام مرگ فرستاد، و اکنون هاشمی به حاشیه ایی رانده شده و اینک فرزندان خود را یکی در زندان و دیگری را طعمه جناح حاکم برای فشار فزاینده بر خود، میبیند .... دنیا بالا و پایینی دارد که جهنم و بهشت موعد همه ادیان را نه در جهانی دیگر در همه عرصه و با تمام قدرتش به رخ ما خواهد کشید، میرحسین موسوی، ساکت و فرمانبردار قثل عام سال 67 ، الان به روزی افتاده که فرزندانش و خود در حال تجربه عینی همه گذشته شان میباشند، سخن امروزم سیاسی نبود و درسی بود که خود گرفته بودم " نمیشود ظلم کرد و یک روزی توقع مظلوم واقع شدن را نداشت " 

کسری  
24 سپتامبر 2012، سوم مهر 1391